صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)

151

معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)

فكر گفته مىشود ؛ و لذا رؤيت شده است : در نعمتهاى خداوند بينديشيد نه در ذات خداوند ؛ چون خداوند بالاتر از آن است كه به تصويرى توصيف شود . » منظور از حصول تصوير در قلب ، ايجاد معنايى است كه در فكر به منزلهء يقين نازل مىشود و گويى جزئى از فكر مىشود و از آن جدا نمىگردد . راغب براى برخى از ادبا قولى را مىآورد كه « يارى جستن از زبان در فهم معناى فكر و روشن كردن دلالت آن » در آن ظاهر مىشود و مىگويد : « فكر مقلوب فرك است ، امّا فكر در معانى به كار مىرود كه همان تفكيك امور است و به قصد دستيابى به حقيقت امور به آنها مىپردازد . چنان كه انسان لباس ، برگ يا بذرى را از زوايد جدا مىكند تا طبيعت آنها را بشناسد و آنها را از هم تفكيك كند . اين چنين است فكر كه به زير و رو كردن و آزمون اشياء مىپردازد و اين كار را تكرار مىكند تا به معنايى برسد كه آرام گيرد . » اين همان سخنى است كه على ( ع ) دربارهء انديشه‌ورزى فرموده است ؛ يعنى « جولان فكر » . ابو حيّان توحيدى در المقابسات تعريفى از فكر ارائه مىدهد كه چندان از تعريف راغب دور نيست ، امّا به طريقى ديگر و با توضيحى بيشتر مىگويد : « فكر همان سلوك نفس ناطقه به تبيين معانى و شناخت ماهيّت آن است . » نفس ناطقه نيز در عبارت ، همان عقل نزد راغب و قلب در تعريف جرجانى از تفكر است ، آن‌جا كه مىگويد : « تفكّر همان تصرّف قلب در معانى اشياء براى درك مطلوب است . » گويى جرجانى حس كرد كه اين تعريف حقّ مطلب در باب تفكّر و حقيقت آن را ادا نمىكند ، لذا به ارائهء تعريفهايى مىپردازد و قائلان آن را ذكر نمىكند . بر اين باوريم اگر آن تعاريف ذكر شود در نشاط تفكّر و برخوردارى از آن مىافزايد و معانى تازه‌اى به آن مىبخشد . او مىگويد : « تفكّر چراغ قلب است كه نيكى و بدى و سودها و زيانهايش به واسطهء آن ديده مىشود ؛ و هر قلبى كه در آن انديشه‌ورزى نباشد در حقيقت در تاريكيها غوطه‌ور است . گفته شده است : تفكّر همان إحضار معرفت اشياء در قلب است . و گفته شده است : تفكّر تصفيهء قلب از سرچشمه‌هاى فايده‌هاست . تفكّر چراغ پند گرفتن و كليد آزمودن است . بستان حقايق و بهرهء انوار دقايق است . كشتزار حقيقت و راه ورود به شريعت است . بقاى دنيا و زوال آن و ميزان بقاى آخرت و نعمتهاى آن است . دام پرندهء حكمت است . بيان شىء است ، آسانتر از اصل لفظ . » حكيم سلطان محمّد گنابادى مىگويد : « فكر ، تفكّر و نظر ، همان انتقال از معلوم به